یه نفر همیشه تنها
یه نفر همیشه خسته
سر این کوچه نشسته![]()

تو خيالم توي خوابم هم صدام بازم تو هستي
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد
که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
واسه من که بر عکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه
تقدیم به بهترینم که اخرینم شد
به سراغ تو شبی می آیم . می آیم...
با دوصد بوسه ناز . با دو صد راز و نیاز...

آن را که جفا جوست، نمی بايد خواست
سنگين دل و بد خوست نمی بايد خواست
ما را، ز توغير از تو تمنّایی نيست
از دوست به جز دوست نمی بايد خواست![]()
وقتی می نویسی مثل اینکه بر بلند ترین بلندی ها ایستاده ای اما بازم غمگینی ـ هرچه بلند تر غمگین تر (مثل گلبرگ مغرور)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ناکامی از تولد همزاد بخت من بود
ندارم از تو شکوه این سرنوشته من بود

تکرار اسم قشنگت شده عادت شبهای من
......دریایی من
میپرستمت
یادته چقدره دلنشین
خدایا کاری کن از بهشتت
بتونه اشکامو ببینه

یه حلقه تو دست مرد بی هویت
دلم تا كی خدايا خسته باشد در لطف تو تا كی بسته باشد
حالا نمیدونم کجایی؟؟؟؟

![]()
![]()
خيلی تلخه ببينی يه آهو اسير پنجه های يه شير شده ؛ ولی تلخ تر از اون اينه که ببينی يه شير اسير چشم های يه آهو شده
تمام راز سفر فقط خواب یک ستاره بود
از زندگی ترسی ندارم کاری به حرف کسی ندارم مهم کسی نیست
زمانه کم غریض نیست دلتنگی هام بس نیست..............![]()
دعا کنید اشتباه نکرده باشم. اشتباه که نه یعنی هیچی فقط به دعا محتاجم
اپ بعدیم معلوم نیست کی باشه اما قول میدم قشنگ باشه
اخه میخوام شاد بنویسم![]()
![]()
من ان گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی ابی
ولی با خفت خاری پی شبنم نمیگردم...........
پس خوشحالی لازم نیست فکر می کنم به اندازه کافی دونستین!!!
برای روز میلاد تن من
نمیخوام پیر هن مشکی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی
برایم جام سر مستی بنوشی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از خیلی ها کادو گرفتم اما هیچ کدوم از.................![]()

کاش گل یاسی بودم یاس من که مثه تو دنیا رو میدیدم
بعد واسه همیشه به خواب ابدی میرفتم
حالا نمیدونم کجایی؟؟؟![]()
![]()
![]()
روحش شاد یادش گرامی![]()
مرگ زیر شاخه های فرو شکسته از طوفان خوشتر از جان دادن بر بازوان پیری است
دلبندم: می خواستم برایت تنها برگ علفی می بودم که به دست باد می جنبید. تا درست بنا بر شور لحظه ها با تو سخن میگفت اما حالا ........................
حالا نمیدونم کجایی؟
ببار ای اسمون امشب ببار و سر کن اهنگی
که جز گریه گریزی نیست از این زندون دلتنگی

وقتی برگی رو زمین میافته
حس می کنم گریه ی بی صداشو
در خموشی های من فریادهاست![]()
انکه دریابد چه میگویم کجاست؟![]()
رازهای مرا تنها کسی در میابد.که دلی سرشار از رازها داشته باشد.

بشنو از من اما نشنیده بگیر![]()
بخاطر من به احترام سکوت من![]()
اما پس از اون اشنایی اون همدلی اون همزبونی
از گرد راه اومد جدایی![]()
رفتی و چشم برا هم گذاشتی تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی ؟
این زمزمه ها از من نیست
از کس دیگه ای هم نیست
امیدوارم همه خوب باشین
این چند وقته من و خیلی شرمنده کردین
از همتون ممنونم
مثه همیشه خواهم بود اما با رنگی دیگه نمیدونم منظورم و میفهمین یا نه؟
بین من و دنیا شیشه ایست. نوشتن راهی است برای گذر از این شیشه بی انکه بشکند
این و یه دوست بهم گفت.کسی که فک می کنم حالا با همه یه جورایی فرق داره معنی دوباره نوشتن و لذت نوشتن اگه مینویسم به خاطر حرفای اون ممنوننننننننننننننننننننننننننننننننننن![]()
![]()
![]()
![]()
اشک نیمه جون
بریز ای اشک ناکامی .بریز از بی سر انجامی![]()
که نفرین دلی قلبی شکسته
.پس این بی سر انجامی نشسته
که اه سینه سوز مهربونی.سر راه مرا از بیش بسته
دلم رنجیده از زخم زبونها. به ظاهر مهربونی دیدن از نامهربونها

نمی خوام ادامه بدم اما این و باید به
بعضی دوستام تقدیم کنم
رو می کنم به ائینه رو به خودم داد می زنم
ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم
رو می کنم به ائینه من جای ائینه میشکنم
رو به خودم داد می زنم این ائینه است یا که منم

بلاخره ebho غروب کرد
دقیقا یه سال از شروع این وبلاگ میگذره
میدونم که هر شروعی یک پایانی هم داره
اما هر روز خوشی تنگ غروبی هم داره
فک میکردم نوشتن میتونه یه بهونه باشه واسه خودم واسه دلتنگی هام اما نه نبود
نمیتونم که خودم گول بزنم
از همتون ممنونم
امیدوارم شما ها به اهدافتون در اینجا برسین
فرو ریخت پرها نکردیم پرواز
به پایان رسیدیم نکردیم اغاز
نمیدونم باید بغض کنم.بخندم.گریه کنم.تعجب کنم.............
اما نه انگار میدونم
باید خداحافظی کنم
واسم دعا کنید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به مرگ دوست مرا ميل زندگاني نيست
از عمر سير شدم مرگ ناگهاني نيست

اين و لازم بعضي ها بدونند
به داغت ارزو مرد و هوس سوخت
در اين اتشفشان حتي نفس سوخت
خدايا سوز دل را با كه گويم
كه زيبا مرغك من در قفس سوخت
ابی تر از انیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم
شاید خدا خواست که دلتنگ بمیریم
شهید اوینی
رنج به هيچ وجه قدرت اسيب رساندن به يك تن خسته را ندارد
در تحمل رنجي كه به من تحميل كرده اي.كم اورده ام

بدون امید هم باید امیدوار بود
از شارو
یک چشم من اندر غم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال امد او را بستم
گفتم نگریستی نباید نگریست

نه تشنه ام نه به شکار امده ام .عاشق شده ام به این دیار امده ام .دلم دیوانه بود دیوانه تر شد لباسم کهنه بود پوسیده تر شد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از ان روزی که یارم در سفر رفت خوراکم دائما خون و جگر شد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکیست
قیل و قال ذغن و بانگ شباهنگ یکیست

ایا به دیده اورده ای چکاوکی که لانه اش اتش گرفته چگونه اواز می خواند؟
در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب
هرچی دريا رو زمين داره خدا
با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه کنن
خدایا گر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ ارزوها می رسیدی
پشیمان می شدی از اینکه عشق و افریدی

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش ميمونه تو سینه
لب بسته سينهء غرق به خون
قصهء موندن آدم همينه
پاییز اومد این ور پرچینها
تا بچینه برگ و بار شاخه ها
کسی از گلها نمیگیره سراغ